| اميرحسين خورشيدفر با اولين مجموعه داستانش يعني «زندگي مطابق خواسته تو پيش ميرود» يكي از خوشاقبالترين نويسندگان جوان سال جاري است؛ چون هم مجموعهاش مورد توجه خوانندگان مختلف قرار گرفت و هم موفق شد اغلب جوايز سالانه ادبي را از آن خود كند. خورشيدفر در اولين مجموعهاش 10 داستان كوتاه چاپ كرده كه همگي آنها از زواياي گوناگون قابل مطالعهاند. نوع نگاه نويسنده در كنكاش جهان پيرامون خود و قدرت تجزيه و تحليل تيزهوشانه مناسبات اجتماعي و گنجاندن آنها در بسترهاي داستاني مناسب، از ويژگيهاي مجموعه ياد شده است. خورشيدفر در تك تك داستانهاي اين مجموعه، موفق به خلق فضاها و شخصيتهايي شده كه فاصله چنداني از دنياي مخاطب امروز ندارند. نويسنده در اين فضا و با تكيه بر همين شخصيتها دنياي خواننده را با اتمسفر داستاني پيوند زده است، پيوندي كه تا مدتهاي زياد وجود خود را در ذهن حفظ ميكند. نگاه موشكافانه نويسنده در ايجاد لحظههاي ناب داستاني در قالب كنش و واكنشهاي شخصيتها موجب شده تا خواننده را از زواياي مختلف همراه خود سازد. خواننده در مواجهه با بسياري از شخصيتها حس ميكند كه ماجراهاي ريز و درشتي كه در داستانها اتفاق ميافتد، خاطراتي است كه ريشه در دور و نزديك ذهن خودش دارند. نكته زيباشناسانه بسياري از داستانهاي مجموعه «زندگي مطابق خواسته تو پيش ميرود»، اين است كه نويسنده به طور غير مستقيم با موضوعي خاص برخورد كرده است، يعني اين كه داستان اصلي در قالب نگفتنها و ننوشتنها نهفته است و موضوعات گفته يا نوشته شده، تنها به مثابه چهارچوبي اند كه هسته اصلي را در دل خود محافظت ميكنند. گرچه استفاده از چنين تكنيكهايي در گذشته داستاننويسي كشور بيسابقه نيست، اما رويكرد آگاهانهتر نويسنده در استفاده از اين تكنيك، يكبار ديگر شيوهاي در داستاننويسي را يادآوري كرده كه در صورت به كارگيري صحيح ميتواند پلي بين خواننده گريزان از مطالعه محسوب شود. نوع مناسبات آدمهاي مجموعه داستان «زندگي مطابق خواسته تو پيش مي رود» در مواجهه نخست بسيار آرام و آشتيجويانه است، اما خواننده در مراجعه دوباره و سهباره به لايههايي از چند پارگي وجودي آنها پيميبرد كه در نوع خود هراسانگيزند. آدمهاي ساخته و پرداخته شده ذهن خورشيدفر، نوعي تمايل به همزيستي انساني را طلب ميكنند، اما خشونتي غيرقابل انكار در يكي از لايههاي وجودي آنها مستتر است. خشونتي كه در درجه اول از جايي ناشناخته در رگ و جان انسان معاصر رخنه كرده و آرام آرام به عنوان جزيي جدايي ناپذير از وجود او درآمده است. بدون شك همه داستانهاي اين مجموعه را مي توان به عنوان پيشنهادهايي مناسب براي شناخت سويهاي ديگر از گونه داستان شهري به رسميت شناخت، زيرا اغلب كارها ريشه در روانكاوي شخصيتهاي شهرنشين دارند. خورشيد فر از آن دسته نويسندگاني است كه براي پيدا كردن موضوعات داستاني خود به جاهاي دور نميرود، بلكه تلاش دارد با نگاه دقيق به اطراف خود لحظهها را ثبت و ضبط كند. براي اين نويسنده هر عمل و عكسالعملي به عنوان يك سوژه داستاني مطرح است و او به راحتي ميتـواند از دل هر ماجراي كوچك ،داستاني درخور بيافريند. در خلال خواندن مجموعه داستان «زندگي مطابق خواسته تو پيش ميرود» در مييابيم كه نويسنده قبل از هر مورد ديگر به مساله حفظ مخاطب خود مي انديشد و استفاده از تكنيكهاي متداول در آن به همان اندازهاي است كه بايد باشد. به نظر ميرسد يكي از دلايل موفقيت اين مجموعه از نگاه داوران جايزههاي مختلف، همين حفظ تعادل داستاني و چفت و بست هاي محكم روايتي همسان با وقايع جامعه امروز باشد. نكتهاي كه بايد در مورد نويسندهاي چون خوشيدفر به آن اشاره كرد اين است كه او ظاهرا روند داستاننويسي يك دهه اخير را به خوبي دنبال و زير و بم آن را كشف كرده و در پي پر كردن چالههايي است كه در اين گير و دار ايجاد شده است. او كنجكاوانه و جستوجوگرانه در پي بيرون كشيدن زاويهاي ديگر از عناصر داستاني و به دنبال آن شخصيتهايي است كه به دليل نگاههاي دور نويسندگان پيشين فراموش شدهاند. دنياهاي تجربه شده توسط نويسندگان ديگر به خصوص درگونه داستانهاي شهري به دليل تقليدهاي چندگانه، امروزه رنگ و بوي واقعي خود را ازدست داده و كمتر خوانندهاي رغبت ميكند سراغ آثاري از اين دست برود؛ نقش آفريني مثبت خورشيدفر و مجموعهاش در اين ميان كاملا مشهود است. اين نويسنده تا اين جاي كار توانسته نكاتي مهم چون پايان ناپذيري مفهومي و شكلي يك گونه ادبي را به اثبات برساند. البته اين نكته را هم نبايد از ياد برد كه خورشيدفر در گامهاي بعدي نبايد مرعوب موفقيتهاي اولين كتابش بشود و از كشف دنياهاي ديگر داستاني عقب بماند. تجربه ثابت كرده است كه كسب يك يا چند جايزه ادبي بسياري از نويسندگان را از مسير اصولي خلاقيت خارج كرده و به مسيرهاي فرعي كشانده است. آنچه كه از درونمايه دنياي داستاني خورشيدفر برداشت ميشود، اين است كه او به راحتي مي تواند آثاري ديگر در همين گونه ادبي داستان شهري بنويسد و باز هم حرفهايي براي گفتن داشته باشد؛ اما پافشاري او در يك گونه نويسندگي خطر در افتادن در ورطه تكرار را به دنبال دارد، مشكلي كه براي نويسندهاي جوان غيرقابل مهار خواهد بود. مجموعه داستان «زندگي مطابق خواسته تو پيش ميرود» بدون شك يكي از كارهايي است كه در آينده ادبيات داستاني ايران نقش مهمي خواهد داشت. نگفته پيداست كتابي كه بتواند از فيلترهاي ذهني حجم وسيعي از داوران جوايز مختلف ادبي بگذرد و نمره قابل قبول بگيرد، خواه ناخواه بايد جدي گرفته شود. ادبيات داستاني امروز ما به دليل گرفتار شدن در چهارچوبهاي بسته و تكراري نيازمند پيشنهادهاي تازه است كه خوشبختانه بسياري از نويسندگان جوان اين مهم را دريافتهاند و به جد در اين حوزه كار ميكنند و خطدهيهاي فني و اصولي دستاندركاران جوايز مختلف ادبي، به شرطي كه در دام باندبازيهاي معمول نيفتند، ميتواند به نتيجه بخشي سريعتر زحمتهاي كشيده شده در اين حوزه ياري كند. به هر شكل مجموعه داستان «زندگي مطابق خواسته تو پيش ميرود» توانست گوي سبقت را از رقيبان جدي خود بربايد و نام نويسندهاش را بر سر زبانها بيندازد و البته مسووليت او را هم در آينده نويسندگي كشور بيشتر كند. نكته قابل تامل در استقبال جامعه ادبي از مجموعه مورد بحث همان نگاه يكسان دستاندركاران جوايز ادبي كشور است. جوايز ادبي در سال جاري يكبار ديگر توانستند اعتماد از دست رفته مخاطبان جدي ادبيات داستاني را جلب و جايگاهي قابل قبول را براي خود كسب كنند. ميتوان گفت طي سالهايي كه از عمر جوايز ادبي كشور ميگذرد، اين يكساني نگاه و حساسيت در كشف آثاري كه ايجاد نگاهي مستقل را دنبال ميكنند، مثال زدني است. مسالهاي كه اميدواريم در سالهاي آينده هم با همين قدرت و صلابت ادامه پيدا كند. مجموعه داستان «زندگی مطابق خواسته تو پيش میرود» در سال ۱۳۸۵ توسط نشر مرکز به چاپ رسيده است.
|