| رمان «پاگرد» نه پيچيدگي غير ضروري دارد نه بازي زباني نه شکستهاي زماني غافلگير کننده و نه فخر فروشي هاي اديبانه. ظاهرا شهسواري همه آن چه را که طي سالها مطالعه و نقد آثار ادبي آموخته به جا و به موقع براي «پاگرد» خرج کرده و از آن جا که در اين اثر از بازيهاي فرمي خبري نيست خيلي خوب ميشود به شگردها و آموزههاي داستاني پي برد. رمان «پاگرد» نمونه خوبي است براي آموختن بسياري از روشهاي داستان نويسي، چرا که در اين رمان زبان و نثر در درجه دوم اهميت قرار گرفته و اولويت اول را عنصر روايت که از وجوه بارز داستان نويسي است به خود اختصاص داده است و همين امر باعث ميشود نويسنده خودش را پشت بازي هاي زباني پنهان نكند. ميشود گفت که خط سير داستاني پاگرد به خاطر داشتن خط روايتي قوي، خود به خود معماوار و پرکشش است. اما از طرفي نويسنده نتوانسته خوانندهاي را راضي نگاه دارد که کتاب را نه فقط براي سرگرمي، بلکه با نگاه کسي ميخواند که ميخواهد چيزي از هنر نويسندگي بياموزد. اگرچه از فصل چهارده به بعد، داستان ضرب آهنگي بسيار تند و نفس گير پيدا ميکند و کاتهاي پايان هر فصل و مکثي که تا آغاز فصل بعد ايجاد ميشود آن قدر خواننده را تشنه و مشتاق خواندن ميکند که هيچ نميشود کتاب را زمين گذاشت، اما با اين همه، ماجراهاي حاشيهاي مثل عشق آذر و بيژن از سرعت داستان کم ميکند و از شدت سطحي بودن توي ذوق ميزند. شهسواري در پاگرد نشان داده که وقتي با مقولهاي آشنا باشد قدرت پرداخت استادانه آن را دارد. بر همين اساس فصلهاي مربوط به جنگ بسيار درخشان از آب درآمده. اما در مقابل هرجا که قرار بوده به شخصيتهاي زن داستان پرداخته شود با يك نوع عدم شناخت دقيق مواجه ميشويم. رمان پاگرد بي شک يک رمان سياسي است يا حداقل اثري است که سياست بزرگترين نقش را در حادثه آفريني و پيشبرد اتفاقاتش دارد. اما چيزي که پاگرد را از رمانهاي هم سنخ خودش جدا ميکند و مانع اين ميشود که داستان تبديل به يک بيانيه سياسي يا مجموعهاي از شعارهاي پرطمطراق شود، نگاه مسئولانه نويسنده است. اين نگاه نويسنده به سياست و اعتقادش به فضايي خاکستري و نه سياه و سفيد و مطلق باعث ميشود خواننده دلش براي هر دو طرف، زخمي و زخم زننده به درد آيد؛ و يک جور نسبي انديشي سياسي را دنبال كند. از طرفي ديد روان شناختي شهسواري به آدمهاي داستانش و تحليل شخصيتها و پاسخ به اين پرسش که هر کدام از اين آدمها در نتيجه چه گذشتهاي به جايگاه امروزيشان رسيده اند، فضا و شخصيتهاي داستان را بسيار باورپذير و منطقي جلوه ميدهد. سئوالي که بعد از خواندن رمان پاگرد مطرح ميشود اين است که آيا بيست سال ديگر هم ميشود از اين اثر همين برداشت را داشت؟ آيا نسلهاي بعد از ما با خواندن پاگرد به اندازه ما در فضاي سياسي و اجتماعي آن قرار ميگيرند؟ و آيا نماد و نشانههايي که شهسواري براي فضاسازي آن سالها به کار برده، سمبلهاي زودگذري نيستند که از حافظه تاريخ بروند؟ البته بيشک آن جا که شهسواري به تشريح دقيق فضا و بعضي از شخصيت هاي رمان پرداخته، ميشود گفت اثري خلق کرده که بعضي صحنههايش در ادبيات داستاني ايران ماندگار خواهد بود. شخصيت هايي مثل بيژن و سروان را بعد از خواندن رمان هرگز نميشود فراموش کرد. اما شخصيتي مثل آذر که عشقش در بيژن چنان تحولي عظيم را ايجاد ميکند به همان اندازه در خواننده تاثير نميگذارد. همان طور كه پبش از اين گفته شد شهسواري نثري ساده، بي حاشيه و عاري از فخر فروشي دارد كه بسيار خوب است، چرا که خواننده ميفهمد با نويسنده اي مواجه است که صادقانه و شجاعانه مينويسد. صادقانه از اين بابت که نخواسته ضعف کارش را پشت جمله بنديهاي عجيب و غريب پنهان کند و نقاب بر چهره ندارد، و شجاعانه به اين لحاظ که در زماني که پست مدرنيسم در ايران مد شده، نوشتن به اين سبك و سياق جسارت ميخواهد. شهسواري در توصيف لحظات احساسي معمولا موفق نبوده. جايي که از عشق حرفي به ميان ميآيد، او با نثري اداري و بي روح عملا به داستان ضربه زده؛ تا آن جا که عشق بيژن و آذر بسيار خام مطرح ميشود. اي كاش نويسنده اصلا اشارهاي مستقيم به احساس عاشقانهاي که بين اين دو نفر شکل گرفته، نميكرد و تحليل اين رابطه به ذهن خواننده واگذار ميشد. بيژن يكي ديگر از شخصيتهاي محوري رمان پاگرد است كه نسبتا خوب پرداخت شده. اما وقتي او تبديل ميشود به دکتر مشفق که قرار است يک تنه در برابر ظلم خان و جهالت روستاييان ايستادگي کند، آن قدر در شفقت پيش ميرود که حوصله خواننده را سر ميبرد. او بسيار غير واقعي جلوه ميکند. شهسواري با پاگرد نشان داد که نويسندهاي مردمي است و اجتماعش را خوب ميشناسد و در انزواي روشنفكري فرو نرفته تا از آن چه که در فضاي پرهياهوي اجتماع بيرون ميگذرد غافل باشد. اين درس بزرگي است براي ماکه تصور نکنيم ياس فلسفي و مردم گريزي و فاصله گرفتن از اجتماع، اولين گام جاده هنر است! چاپ دوم رمان پاگرد به همت نشر افق در سال گذشته عرضه شده است.
|