| در نمایشگاه کتاب سال جاری، وقتی به سراغ احمد نثاری رفتم که از سوی مسئولان برگزاری نمایشگاه، انتشارات امیرکبیر، به عنوان ناشر دولتی نمونه سال در بخش عمومی انتخاب شده بود. گفتوگوی آن روز در غرفه امیرکبیر و در شلوغی های روز پایانی نمایشگاه صورت گرفت. این بار وقتی به سراغ مدیر موسسه انتشارات امیرکبیر رفتم که یکی از کتابهای این ناشر، جایزه کتاب فصل را به خود اختصاص دادهاست.
--------------------------------------------------------------------------------
* اگر اشکالی نداشته باشد، میخواهم از یک انتقاد شروع کنم. کتاب «خسارت معنوی»، که شما ناشر آن هستید، برگزیده جایزه کتاب فصل شده؛ یک جایزه دولتی برای یک ناشر دولتی. اين روند همواره مورد انتقاد بسیاری از اصحاب فرهنگ است که از مواهب بخش دولتی بهرهای ندارند. فکر نمیکنید كه باید در این خصوص بازنگریی صورت گیرد؟
** سه نکته مهم وجود دارد که شما یا هر منتقد دیگر، نباید فراموش کنید. نخست اینکه انتقاد شما باید نسبتی با واقعیت داشته باشد...
* یعنی این انتقاد وارد نیست؟
** اگر نظر شخصی مرا می خواهید نه، چون مبنا و دلیلی ندارد. اما حتی اگر انتقاد درست هم باشد، دو نکته دیگر وجود دارد که شما نباید نادیده بگیرید. یکی اینکه، این موضوع به ما ربطی ندارد و این انتقادی است که باید با متولیان امر مطرح کنید و دیگر اینکه، اگر کسی معتقد است که اثری تنها به دلیل دولتی بودن ناشر آن، جایزه گرفته، باید اثبات کند که آن اثر، در سطحی نبوده که مستحق انتخاب شدن باشد. اما اصولاً من ندیدهام، افرادی که این انتقاد را دارند چنین استدلال کند و این یعنی نادیده گرفتن ارزشهای یک اثر و تلاشهای خالق آن اثر. این موضوع ربطی هم به روند داوری یا متولی آن ندارد.
* چطور؟
** چون فارغ از فرآیند داوری برای انتخاب کتاب، ما در امیرکبیر طی تحولاتی که داشتهایم، تمام تلاش خود را صرف چاپ آثار فاخر و ارزشمند کردهایم و امروز اگر اثری در امیرکبیر منتشر میشود، قطعاً اثری قابل توجه و ارزشمند است.
* چه تحولاتی باعث شده که آثار فاخر و ارزشمند چاپ کنید و از چه نظر قابل توجه است؟
** حدود یک سالی که من به عنوان مدیر امیرکبیر فعالیت میکنم، سیاستها و خط مشیهایی پیش گرفتهایم که بیشتر محتوایی است و البته این توجه ویژه به محتوا، ما را از اصلاحات صوری غافل نکرده است.
در واقع با توجه به جایگاه دیرینه امیرکبیر در میان مخاطبان و سطح انتظار آنان از این موسسه، لازم دیدیم که اگر اثری به نام امیرکبیر منتشر میشود، شایستگی این نام را داشته باشد و با سطح انتظارات مخاطبان هم سنخ باشد.
مجموعه امیرکبیر برای خود تنها یک شأن اقتصادی قائل نیست و ما موسسه انتشارات امیرکبیر را صرفاً یک بنگاه اقتصادی نمیدانیم. با توجه به اهمیت امیرکبیر در میان فرهیختگان و خاستگاه مردمی آن، به نقش فرهنگی و جریان سازی این موسسه در عرصه فرهنگ توجه ویژه داریم.
* یعنی پیش از این، چنین نبوده؟
** حداقل در دورهای، ما احساس کردیم، بنیه آثار منتشر شده، نتوانسته مخاطبان را ارضا کند و به نیاز و توقع آنان پاسخ دهد. به همین دلیل، برنامهریزی دقیقی صورت دادیم و سعی کردیم فعالیتهای لازم را در خصوص ارتقاء آثار منتشر شده، انجام دهیم.
* اصلاحات محتوایی صورت گرفته، در چه راستایی است؟
** در حوزه محتوا، فرایندی کاملاً علمی برای انتخاب و چاپ یک اثر پیش بینی کردیم، همانطور که گفتم امروز اگر یک کتاب در امیرکبیر منتشر میشود، بیشک از یک پشتوانه علمی و پژوهشی برخوردار است. اگر اثری هم برای چاپ انتخاب نمیشود، قطعاً دلیل و استدلالی علمی درباره آن وجود دارد. به همین دلیل است که انتخاب یکی ازکتابهای امیرکبیر را به عنوان برگزیده کتاب فصل، امر عجیب یا شک برانگیزی نمیدانم.
* یعنی سمت و سوی مدیریت در انتخاب یک کتاب یا رد آن برای چاپ در امیرکبیر دخیل نیست؟
** خیر. من این اطمینان را میدهم که به هیچ وجه در انتخاب یا عدم انتخاب یک اثر برای چاپ، سلیقهای عمل نمیکنیم و فرایند انتخاب یک اثر، چه در حوزه ترجمه و چه در حوزه تالیف، کاملاً علمی و دقیق است.
* بر اساس کدام معیارها یک اثر را علمی و دقیق میدانید؟
** بدیع بودن موضوع، بار علمی و پژوهشی اثر، پيشينه موضوع و مؤلف، اعتبار صوری و محتوایی آن، رویکرد و نوع پرداخت مولف به موضوع، و ساير مباحثی که گروههای علمی ما به صورت خاص در داوری های خود لحاظ میکنند.
* فکر نمیکنید، این رویکرد علمی و پژوهشی که آن را مطلوب میدانید، در بلند مدت شما را از نیازهای مخاطبان دور کند؟
** خیر، به هیچ وجه. چون بررسی اعتبار و توجه به ارزش محتوایی یک اثر، با توجه به نیازهای جامعه و مخاطبان منافاتی ندارد. اگر از نیازهای کاذب فراتر برویم، امیرکبیر تلاش کرده پاسخگوی نیازهای مخاطبان باشد. ما با نظر به اینکه شرایط اجتماعی و فرهنگی تغییر کرده، سعی کردهایم مناسب با پیشرفتهای روز حرکت کنیم و در این راستا به نیازهای جامعه توجه داشته باشیم.
این دقیقاً بر خلاف تصوری است که امیرکبیر را یک ناشر سنتی و قدیمی میشناسد. ما از تجربه و قدمت خود برای ارتقاء فعالیتها استفاده کردهایم و همواره بر روزآمد کردن آثار و فعالیتهای خود اهتمام داشته و داریم.
* مصداقی هم برای این امر دارید؟
** بله. به عنوان مصداق میتوان به توجه ویژه ما به چاپ کتاب در حوزه دین اشاره کرد. اگر چه امیرکبیر یک ناشر تخصصی نیست و به هیچ موضوعی به صورت انحصاری نمیپردازد، با این وصف توجه خاصی به آثار حوزه دین داریم، زیرا جامعه ما یک جامعه دینی است و موضوع دین برای مخاطبان موضوعی مهم و دغدغهای اساسی براي جامعه است. ما نیز سعی کردهایم با توجه به آثار این حوزه، همگام با نیازهای روز جامعه حرکت کنیم.
* بهتر نبود این موضوع را بر عهده ناشران تخصصی حوزه دین میگذاشتید و کار مایههای خود را در حوزههای دیگر صرف میکردید؟
** من میپذیریم که از نظر کمی فعالیتهای تخصصی خوبی در حوزه انتشار آثار دینی صورت میگیرد، اما به بسیاری از این فعالیتها یک انتقاد اساسی وارد است و آن اینکه اصولاً این آثار از شأنی مناسب با حوزه دین برخوردار نیستند و خلاءهای موجود را پر نمیکنند. ما باید در چاپ آثار دینی کمی سنجیدهتر عمل کنیم و دقت بیشتری داشته باشیم؛ به همین دلیل بررسی علمی آثار دینی را با دقت در دستور کار داریم و علاوه بر کمیت آثار به کیفت آنها نیز میپردازیم.
مدیریت امیرکبیر سعی کرده است این امور را از طریق ایجاد یک نظام و سامانه مشخص پیگیری کند و به همین منظور اتاق فکری در امیرکبیر ایجاد کردهایم که رصد موضوعات و ارتباط با جامعه علمی و فرهنگی را در دستور کار دارد. بر اساس این سیاستها روند تولیدات را نیز پیش میبریم.
* مثلاً اینکه آثار ترجمهای باشند یا تألیفی؟
** بله. پس از مشخص کردن اولویتها، بحث میزان ترجمه و تألیف را نیز در نظر میگیریم. ما نباید فقط وارد کننده تولیدات دیگران باشیم و باید به تولید آثار فکری و علمی نیز اهتمام ویژهای داشته باشیم. البته این به معنای بینیازی از ایدههای خارجی نیست. در این میان نکته اصلی رسیدن به نسبتی مناسب، معقول و منطقي از تولید و ترجمه است.
* شما در امیرکبیر چه نسبتی را رعایت میکنید؟
** هنوز به طور مشخص به نسبت دقیقی نرسیدهایم؛ اما روند چاپ نشان میدهد که حدود 30 درصد ترجمه و 70 درصد تألیف است، البته این نسبت دقیق نیست و نیاز به کار کارشناسی و بررسی دقیقتری دارد که ما نیز در دستور کار داریم.
* خب، بیشتر این اقدامات محتوایی بود. اما از اصلاحات صوری نیز گفتید. منظور شما از این اصلاحات چیست؟
** اصلاح و بازنگری در آثاری که پیش از این چاپ شده، مانند ویراستاری دقیق علمی و ادبی این آثار یا تغییر حروف چینی و اصلاح قطع کتاب...
* برای فروش بیشتر؟
** برای جلب بیشتر مخاطبان و همسویی با پیشرفتهای حوزه نشر. بحث فروش یا توزیع کتاب، مقوله دیگری است که ما هم در امیرکبیر دنبال کردهایم. برای عرضه آثار منتشر شده برنامهریزیهای دقیقی داشتهایم، زیرا اعتقاد داریم که کتاب باید به دست مخاطب برسد و راه آن نیز گسترش ویترین کتاب است. واقعیت این است که ما در کشور با خلاء نمایش کتاب و رساندن آن به دست مخاطبان مواجه هستیم.
* اتفاقاً بسیاری از اصحاب نشر از برگزاری نمایشگاههای کتاب انتقاد دارند. چطور می گویید که خلاء نمایش کتاب داریم؟
** متأسفانه این نظام عرضه کتاب که به صورت نمایشگاههای مقطعی و موردی تعریف شده، مسألهساز است. زیرا جامعه فرهنگی را با شوک مواجه میکند و سیاست جامع و مناسبی نیست. به بيان ديگر نياز جامعه به كتاب، مقطعي و موردي نيست و اصولاً بايد سياستگذاريها به صورتي باشد كه كتاب به صورت مستمر و هميشگي در دسترس مخاطب قرار گيرد.
* پیشنهاد شما چیست؟
** از آنجا که اقدامات مقطعی پاسخگوی نیازهای جامعه نیست، به نظر میرسد گسترش ویترین های دائمی و مداوم راهکاری اصولی باشد. اقدامی که ما دنبال کردهایم برگزاری نمایشگاههای دائمی از طریق ارتباط با نهادها و موسسات علمی و فرهنگی است. در این راستا لازم است که از ظرفیتهای بخش خصوصی نیز استفاده بهینه صورت گیرد.
* شما از این ظرفیت ها استفاده کرده اید؟
** بله در حد مقدور این کار را کردهایم. علاوه بر آن، بنهای تخفیف کتاب، وامهای خرید کتاب به طلاب و دانشجویان و گسترش و روزآمد کردن فروشگاهها را نیز در دستور کار قرار دادهایم. به عنوان مثال ما در استانها حدود 700 نمایندگی فعال داریم که این تعداد را ارتقاء خواهیم داد. همچنین به حضور در بازار بین المللی نشر و نمایشگاههای خارجی نیز فکر میکنیم و در این زمینه برنامهها و فعالیتهایی داشته و داریم.
* فکر نمیکنید سیستم توزیع خصوصی، که به صورت بنگاههای اقتصادی در حوزه نشر فعال هستند، بیش از اینکه راه گشا باشد مشکلساز خواهد بود؟
** از نظر من خیر. در واقع این ایده شخصی من است و ربطی به رویکر مدیریتی امیرکبیر ندارد. به نظر من اقتضای کار تولید با کار توزیع کتاب، چه در بخش سختافزاری و چه در بخش نرمافزاری، کاملاً تفاوت است. حتی اگر یک مجموعه انتشاراتی، توان پیگیری این دو کار را داشته باشد، در بلند مدت موفق نخواهد بود، زیرا توزیع کتاب مقولهای اقتصادی است و مستلزم مناسبات بازار است؛ اما تولید کتاب، مقولهای فرهنگی است و مستلزم مناسبات علمی و فرهنگی است. که این دو با یکدیگر منافات دارند.
از نظر من در این دو حوزه باید تفکیک صنفی صورت بگیرد و توزیع کتاب کاملاً بر عهده بخش خصوصی باشد و حضور دولت تنها به عنوان نظارت و ایجاد بستر لازم باشد. اگر چنین نظمی ایجاد شود، میتوان امید داشت که ناشر فارغ از دغدغههای اقتصادی، سیاستهای فرهنگی خود را پیش ببرد.
* ولی شما فعلاً نمیتوانید دغدغه اقتصادی نداشته باشید؛ زیرا امیرکبیر با مشکلاتی در زمینه انجام تعهدات مالی خود مواجه است و اغلب مولفان و مترجمان از سیستم پرداخت شما راضی نیستند. این در حالی است که توقع افراد از یک ناشر دولتی چیز دیگری است؟
** این مشکل ربطی به سیستم توزیع امیرکبیر ندارد. دلیل اصلی این مشکل ماهیت دوگانه و ساختار شترمرغی امیرکبیر است.
* منظورتان چيست؟
** منظور من این است که ما در امیرکبیر طی سالهای گذشته، توسعه بدنه اداری و اجرایی را متناسب سیستم دولتی داشتهایم. اما از سوی دیگر سیستم مالی امیرکبیر کاملاً خودگردان بوده است. بیرون از موسسه امیرکبیر این تصور وجود دارد که ما ناشری دولتی و برخوردار از مواهب دولتی هستیم، اما در داخل مجموعه تمام بار مالی باید از محل فعالیتهای انتشاراتی و به صورت خودگردان تامین شود. من فکر میکنم همین تصور اشتباه بیرونی است که باعث میشود عدهای فکر کنند، امیرکبیر مورد توجه ویژه بخش دولتی و مثلاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، در حالی که من این اطمینان را به شما و مردم میدهم که به هیچ وجه چنین نیست. ما حتی از وزارت ارشاد گلهمند هستیم، زیرا علیرغم وعدههایی که داده شده، در زمان تصدی من، وزارت ارشاد، حتی یک ریال از امیر کبیر کتاب نخریده است.
هر فرد یا مقامی که ادعایی غیر از این دارد میتواند اسناد را بررسی کند، اگر در مدت یک سال اخیر اگر وزارت ارشاد حتی یک جلد از کتابهای ما را خریداری کرده بود، من حاضرم پاسخگو باشم. البته این موضوع را از این باب گفتم که تأکید کنم یک ساختار دوگانه چطور میتواند روند توسعه یک مجموعه را با اختلال مواجه کند و چطور بر خلاف تصور بیرونی، ما از مواهب بخش دولتی بهرهای نداریم.
|